پای درس ایثار | معلمی از جرقویه علیا که شش ماه بیمنت، چراغ یادگیری را در خانه شاگرد بیمار روشن کرد
گاهی رسالت معلمی در دیوارهای کلاس خلاصه نمیشود و تا خانه شاگردی میرسد که توان حضور در مدرسه را ندارد. یکی از معلمان باتجربه منطقه جرقویه علیا با ۲۳ سال سابقه خدمت، از جمله این آموزگاران دلسوز است...
به گزارش اصفهان رسانه، گاهی رسالت معلمی در دیوارهای کلاس خلاصه نمیشود و تا خانه شاگردی میرسد که توان حضور در مدرسه را ندارد.
یکی از معلمان باتجربه منطقه جرقویه علیا با ۲۳ سال سابقه خدمت، از جمله این آموزگاران دلسوز است که سال گذشته در یکی از جلسات منطقهای معلمان، از وضعیت دانشآموزی مبتلا به سرطان آگاه شد. در آن جلسه، کارشناسان و راهبران آموزشی از داوطلبان خواستند تا در صورت تمایل برای کمک به این دانشآموز اعلام آمادگی کنند.
این معلم فداکار در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «وقتی شنیدم این دانشآموز به دلیل ضعف ایمنی نمیتواند در کلاس حضور داشته باشد، لحظهای خودم را جای پدر و مادرش گذاشتم. واقعاً دلم سوخت و همانجا اعلام آمادگی کردم. مسئولان منطقه نیز همکاری کردند تا کار آغاز شود.»
او ادامه میدهد: «در این شش ماه، آموزش در منزل را بهصورت داوطلبانه و رایگان انجام دادم. آموزش در خانه با آموزش در کلاس زمین تا آسمان فرق دارد، اما با توکل به خدا و تجربهای که داشتم، سعی کردم مشکلات را یکییکی برطرف کنم. معمولاً بعد از ساعت کاری اداره به خانه دانشآموز میرفتم. سختیها زیاد بود و گاهی با کارهای شخصیام تداخل داشت، ولی این کار را وظیفهی انسانی و معلمی خود میدانستم.»
این معلم دلسوز میگوید: «خانواده دانشآموز بسیار مشتاق بودند و اهمیت زیادی برای درس فرزندشان قائل بودند. من خوشحال بودم که توانستم باری از دوششان بردارم. شاید نتوانستم کمک مالی داشته باشم، اما سعی کردم مرهمی بر زخم دلشان باشم تا دیگر نگران درس فرزندشان نباشند.»
او دربارهی احساسش از دیدن نتیجه تلاشهایش چنین میگوید: «وقتی میبینی کاری را برای رضای خدا انجام دادهای و نتیجهاش را هم میبینی، لذت خاصی دارد. هر معلمی وقتی میفهمد شاگردش چیزی یاد گرفته و پیشرفت کرده، احساس خوشی پیدا میکند. من هم وقتی دیدم حال دانشآموز بهتر شده و امسال شاگرد خودم شده، بسیار خوشحال شدم. از همان روز اول هم به مادرش گفتم که فرزندشان دانشآموزی باانگیزه و منضبط است.»
در پاسخ به اینکه چه چیزی او را در این مسیر نگه داشته است، میگوید: «وقتی کاری برای رضای خدا باشد، انگیزه نمیخواهد. همانطور که آدم به نیازمند کمک میکند یا صدقه میدهد، این هم نوعی بندگی است.»
این آموزگار در پایان تأکید میکند: «من معلمی را نه برای حقوق انتخاب کردم، نه برای عنوان. فقط چون از بودن با بچهها لذت میبرم و حس میکنم میتوانم به آنها امید بدهم. همیشه میگویم باید طوری کار کنیم که روزی که بازنشسته میشویم، وجدانمان آرام باشد. به همکارانم هم میگویم: نگاه مادی به معلمی نداشته باشید، چون این کار، پلی میان انسان و خداست. اگر باز هم به گذشته برگردم، بدون تردید دوباره همین مسیر را انتخاب میکنم.»
او معلمی است که درس عشق را نه از کتاب، که از دلش آموخت.
مصاحبه: زهرا غفارزاده؛ عضو باشگاه معلمان خبرنگار استان اصفهان
انتهای پیام/